|
شنیدم واعظی بالای منبر به مردان جماعت گفت یک سر که هر که راضی از مادر زنش هست کنون باید که او بالا برد دست گروهی اعتنا اصلا نکردند یکی انگشت هم بالا نکردند ولی دیدند مردی از قضا را به بالا برده دست و هر دو پا را بدو گفتند خوشا احوالت ای مرد که هستی زین جماعت تو یکی فرد یقین مادر زن تو مهربان است نجیب و عاقل و شیرین بیان است بگفتا راضی ام راضی از آن زن که هنگام عروسی کردن من همان شب مرد و راحت کرد ما را از آن کردم هوا دست و دو پا را -------------------------------------------------------------------------------------------- پ.ن:چون احتمالش میره که مادر زن بنده هم این نوشته رو ببینه باید اعتراف کنم که من واقعا از مادر زنم راضی هستم. همه شما هم بدونین که مادر زن نعمت بزرگیه- این مطلب رو گذاشتم که فضا رو عوض کنم.
یارب نظر تو برنگردد
یا حق
سلام دوستان دلم برای همه تون تنگ شده خیلی خیلی راستش اومدم بگم که بدونین خدا هیچ وقت بنده ش رو تنها نمیزاره منو که تنها نزاشت کمکم کرد تا به هفم برسم راستی من منظور اون دوست عزیز رو فهمیدم اما اشتباه فکر کرده بود اما مثال خیلی قشنگی رو ازش یاد گرفتم ممنون دوستان به امید روزهای خوب برای همه شما واسه منم دعا کنین منتظر یه اتفاق مهمم انشا ا... که خدا بازم کمکم می کنه و تنهام نمی زاره یا حق
سلامی دوباره به همه دوستام به همه اونایی که می یومدند و مطالب منو می خوندن. راستش خیلی دلم برا اینجا تنگ شده... بد جور.. اما این دفه اومدم اینجا تا از یکی گله کنم. اومدم از خدا گله کنم نمی دونم چرا کمکم نمی کمه تا به چیزی که ازم خواسته برسم. واسم دعا کنین. چون اگه نتونم اون کارو انجام بدم از خالقم نا امید میشم. با همه وجود برام دعا کنین. خدایا: به مردم ما بفهمان که حسین برای چه شهید شد.
عمر تباه دوش دلواپس چشمان سياهت بودم تا دم صبح بتا چشم به راهت بودم در پی تو گریه فراوان کردم هيچ داني به خدا منتظر چهره ي ماهت بودم روزها در سر هر كوچه به دنبال تو من رهگذر تا دل شب مست نگاهت بودم داشتم با دل خود رازونيازي همه شب به تو تهمت زده در شرم گناهت بودم عقل را با هوس خويش نمودم مخلوط عاشقا حاصل آن عمر تباهت بودم.
خداحافظ،همین حالا که من تنهام به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ،کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگر گفتم خداحافظ،نه اینکه رفتنت ساده ست نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر قصه ست خداحافظ،واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی با تو و بی تو همینه رسم این دنیا..
تجربه
اميد سنگ صبور
|
About![]()
خدایا! Archivesهفته دوم تیر 1388تیر 1388 شهریور 1387 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 Links
دل نوشته ها
طنز |